السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
52
تفسير الميزان ( فارسي )
مىشوند به كيفر گناهانشان و بيرون مىآيند به عفو خدا « 1 » . و نيز در همان كتاب از حسين بن سعيد و او به سند خود از حمران روايت كرده كه گفت : خدمت امام صادق ( ع ) عرض كردم : آنها ( اهل سنت ) ما را مسخره مىكنند و به يكديگر مىگويند تعجب نمىكنيد از مردمى كه معتقدند خداوند قومى را از جهنم بيرون مىآورد و با اولياى خودش در بهشت قرارشان مىدهد ؟ امام صادق ( ع ) فرمود : مگر نخواندهاند كلام خدا را كه مىفرمايد : « وَمِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ » مقصود از بيرون آمدن از آتش و رفتن در بهشت آتشى است غير از جهنم و بهشتى است غير از آن بهشت . و اين عده كه از آتش بيرون مىآيند ، با اولياى خدا همنشين نخواهند شد . آن گاه اضافه فرمود : آرى ، به خدا سوگند ميان اولياى خدا و اين عده از مردم منزلتى فاصله است ، چيزى كه هست من نمىتوانم حرف بزنم ( و از روى اين اسرار پرده بردارم ) آرى كار اينان از يك حلقه تنگتر است ، قائم ( ع ) هم كه ظهور كند اول به اين عده مىپردازد . « 2 » مؤلف : اينكه فرمود : « قائم ( ع ) هم كه ظهور كند اول به اين عده مىپردازد » يعنى اينكه هنگامى كه ظهور كند اول به كار اين عده كه اهل حق را استهزاء مىكنند مىپردازد و از آنان انتقام مىگيرد . در تفسير عياشى از حمران از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه گفت من از آن جناب معناى آيه * ( « خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَالأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ » ) * را پرسش نمودم ، فرمود : اين آيه در باره آن عده اى است كه از آتش بيرون مىآيند . « 3 » و نيز در همان كتاب از ابى بصير از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه در ذيل جمله * ( « فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ » ) * فرموده : خداوند در آيه * ( « وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَالأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ » ) * در ذكر اهل آتش استثناء آورد ، ولى آنچه كه در ذكر اهل بهشت آورده استثناء نيست . « 4 » مؤلف : امام ( ع ) مىخواهد اشاره بفرمايند به اينكه استثناء به مشيت ، به قرينه اينكه به دنبالش در جمله * ( « عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ » ) * نعمت بهشت را نعمتى دائمى و غير مقطوع معرفى كرده ، به معناى استثناء اصطلاحى نيست و نمىخواهد بفرمايد پاره اى از بهشت بيرون مىشوند ،
--> ( 1 و 2 ) البرهان ، ج 2 ، ص 234 ، ح 5 . ( 3 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 160 ، ح 68 . ( 4 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 160 ، ح 69 .